چندانم کوفتی که هموار شدم
-
اندازه متن
+
چندانم کوفتی که هموار شدم
چندانم خواندی که من از کار شدم
باور مکن افسوس کسی آن سازد
کزتو برم و با دگری یار شوم
چندانم کوفتی که هموار شدم
چندانم خواندی که من از کار شدم
باور مکن افسوس کسی آن سازد
کزتو برم و با دگری یار شوم
کاری چو نه در گرفت از آن سیر مباش چون زلف بتان به خود گره گیر مباش
از دیده روانه است خونم که مپرس بنگرکه به هجران تو چونم که مپرس
می خواستی…

