سرمستم و سرمستم و سرمست کسی (1894)
-
اندازه متن
+
سرمستم و سرمستم و سرمست کسی
می خوردم و می خوردم و از دست کسی
همچون قدحم شکست وانگه پرکرد
آخر ز گزاف نیست اشکست کسی
سرمستم و سرمستم و سرمست کسی
می خوردم و می خوردم و از دست کسی
همچون قدحم شکست وانگه پرکرد
آخر ز گزاف نیست اشکست کسی
بر شاه حبش زنیم و بر قیصر روم پیشانی شیر برنویسیم رقوم
ما آهن لشکر سلیمان…
این مست به بادهای دگر میگردد قرابه تهی گشت و بسر میگردد
ای محتسب این مست…

