سرمستم و سرمستم و سرمست کسی (1894)
-
اندازه متن
+
سرمستم و سرمستم و سرمست کسی
می خوردم و می خوردم و از دست کسی
همچون قدحم شکست وانگه پرکرد
آخر ز گزاف نیست اشکست کسی
سرمستم و سرمستم و سرمست کسی
می خوردم و می خوردم و از دست کسی
همچون قدحم شکست وانگه پرکرد
آخر ز گزاف نیست اشکست کسی
که شکیبد ز تو ای جان که جگرگوشه جانی چه تفکر کند از مکر و ز دستان که…
در عشق اگرچه خرده بینم کردند در پیشروی اگر گزینم کردند
آمد سرما و پوستینیم نشد…

