آکادمی پلیکان

سرمستم و سرمستم و سرمست کسی (1894)

- اندازه متن +

سرمستم و سرمستم و سرمست کسی
می خوردم و می خوردم و از دست کسی

همچون قدحم شکست وانگه پرکرد
آخر ز گزاف نیست اشکست کسی

میانگین امتیازات ۳ از ۵
از مجموع ۲ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×