امروز بیا که سخت آراستهای (1765)
-
اندازه متن
+
امروز بیا که سخت آراستهای
گوئی ز میان حسن برخاستهای
بر چرخ برآی ماه را گوش بمال
در باغ درآ که سرو پیراستهای
امروز بیا که سخت آراستهای
گوئی ز میان حسن برخاستهای
بر چرخ برآی ماه را گوش بمال
در باغ درآ که سرو پیراستهای
بر گردن ما بهانهای خواهی بستن وز دام و دوال ما نخواهی رستن
بالا نگران شدی…
دلا همای وصالی بپر چرا نپری تو را کسی نشناسد نه آدمی نه پری
تو دلبری…

