آن میوه توی که نادرِ ایامی (1662)
-
اندازه متن
+
آن میوه توی که نادرِ ایامی
بتوان خوردن هزار من در خامی
بر ما مپسند هجر و دشمن کامی
کاخر به تو باز گردد این بدنامی
آن میوه توی که نادرِ ایامی
بتوان خوردن هزار من در خامی
بر ما مپسند هجر و دشمن کامی
کاخر به تو باز گردد این بدنامی
گفتی چونی بیا که چون روزم خوش چون روز همی درم میدوزم خوش
تا روی چو…
هستی اثری ز نرگس مست تو بود آب رخ نیستی هم از هست تو بود
گفتم…

