من عادت و خوی آن صنم میدانم (1340)
-
اندازه متن
+
من عادت و خوی آن صنم میدانم
او آتش و من چو روغنم میدانم
از نور لطیف او است جان میبیند
آن دود به گرد او منم میدانم
من عادت و خوی آن صنم میدانم
او آتش و من چو روغنم میدانم
از نور لطیف او است جان میبیند
آن دود به گرد او منم میدانم
گر نه تهی باشدی بیشتر این جویها خواجه چرا میدود تشنه در این کویها؟
خُم که…
بر کار گذشته بین که حسرت نخوری صوفی باشی و نام ماضی نبری
ابنالوقتی، جوانی و…

