از مطبخ غمهاش بلا میرسدم (1138)
-
اندازه متن
+
از مطبخ غمهاش بلا میرسدم
هر لحظه به صد گونه ابا میرسدم
بوی جگر سوخته هر دم زدنی
بر مایدهٔ غم از کجا میرسدم
از مطبخ غمهاش بلا میرسدم
هر لحظه به صد گونه ابا میرسدم
بوی جگر سوخته هر دم زدنی
بر مایدهٔ غم از کجا میرسدم
ای گزیده یار چونت یافتم ای دل و دلدار چونت یافتم
می گریزی هر زمان از…
چشم از پی آن باید تا چیز عجب بیند جان از پی آن باید تا عیش و طرب…

