از مطبخ غمهاش بلا میرسدم (1138)
-
اندازه متن
+
از مطبخ غمهاش بلا میرسدم
هر لحظه به صد گونه ابا میرسدم
بوی جگر سوخته هر دم زدنی
بر مایدهٔ غم از کجا میرسدم
از مطبخ غمهاش بلا میرسدم
هر لحظه به صد گونه ابا میرسدم
بوی جگر سوخته هر دم زدنی
بر مایدهٔ غم از کجا میرسدم
آن کس که ز چرخ نیم نانی دارد وز بهر مقام آشیانی دارد
نی طالب کس…
چو با ما یار ما امروز جفتست بگویم آنچ هرگز کس نگفتهست
همه مستند این جا…

