تا در نزنی بهر چه داری آتش (1029)
-
اندازه متن
+
تا در نزنی بهر چه داری آتش
هرگز نشود حقیقت وقت تو خوش
عیاران را ز آتش آمد مفرش
عیار نهای ز عاشقان پا درکش
تا در نزنی بهر چه داری آتش
هرگز نشود حقیقت وقت تو خوش
عیاران را ز آتش آمد مفرش
عیار نهای ز عاشقان پا درکش
رقص آن نبود که هر زمان برخیزی بیدرد چو گرد از میان برخیزی
رقص آن باشد…
ای جان جهان به حق احسانت مرو مستم مستم ز شیر پستانت مرو
اندر قفسم شکر…

