از حادثهٔ جهان زاینده مترس (976)
-
اندازه متن
+
از حادثهٔ جهان زاینده مترس
وز هرچه رسد چو نیست پاینده مترس
این یکدم عمر را غنیمت میدان
از رفته میندیش وز آینده مترس
از حادثهٔ جهان زاینده مترس
وز هرچه رسد چو نیست پاینده مترس
این یکدم عمر را غنیمت میدان
از رفته میندیش وز آینده مترس
گهی پردهسوزی، گهی پردهداری تو سر خزانی، تو جان بهاری
خزان و بهار از تو شد…
سفر کردم به هر شهری دویدم به لطف و حسن تو کس را ندیدم
ز هجران…

