دست تو به جود طعنه بر میغ زند (689)
-
اندازه متن
+
دست تو به جود طعنه بر میغ زند
در معرکه تیغ گوهر آمیغ زند
از کار تو آفتاب را شرمی باد
کو تیغ تو دیده صبحدم تیغ زند
دست تو به جود طعنه بر میغ زند
در معرکه تیغ گوهر آمیغ زند
از کار تو آفتاب را شرمی باد
کو تیغ تو دیده صبحدم تیغ زند
رفت آنکه نبود کس به خوبی یارش بیآنکه دلم سیر شد از دیدارش
او رفت و…
ای از تو خاکی تن شده تن فکرت و گفتن شده وز گفت و فکرت بس صور در…

