آکادمی پلیکان

دشنام که از لب تو مهوش باشد (690)

- اندازه متن +

دشنام که از لب تو مهوش باشد
چون لعل بود که اصلش آتش باشد

بر گوی که دشنام تو دلکش باشد
هر باد که بر گل گذرد خوش باشد

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×