افسوس که طبع دلفروزیت نبود (529)
-
اندازه متن
+
افسوس که طبع دلفروزیت نبود
جز دلشکنی و سینه سوزیت نبود
دادم به تو من همه دل و دیده و جان
بردی تو همه ولیک روزیت نبود
افسوس که طبع دلفروزیت نبود
جز دلشکنی و سینه سوزیت نبود
دادم به تو من همه دل و دیده و جان
بردی تو همه ولیک روزیت نبود
این فتنه که اندر دل تنگ است ز چیست وین عشق که قد از او چو چنگست ز…
آن آتشی که داری در عشق صاف و ساده فردا از او ببینی صد حور رو گشاده

