ای خواجه ترا غم جمال و جاهست (187)
-
اندازه متن
+
ای خواجه ترا غم جمال و جاهست
و اندیشهٔ باغ و راغ و خرمنگاهست
ما سوختگان عالم توحیدیم
ما را سر لا اله الا الله است
ای خواجه ترا غم جمال و جاهست
و اندیشهٔ باغ و راغ و خرمنگاهست
ما سوختگان عالم توحیدیم
ما را سر لا اله الا الله است
تو نقد قلب را از زر برون کن وگر گوید زرم زوتر برون کن
که بیگانه…
در دل من پردهٔ نو میزنی ای دل و ای دیده و ای روشنی
پرده توی…

