آکادمی پلیکان

ای دلبر بی‌دلان صوفی (2752)

- اندازه متن +

ای دلبر بی‌دلان صوفی
حاشا که ز جان بی‌وقوفی

از هجر دوتا چو لام گشتیم
دلتنگ ز غم چو کاف کوفی

آن دم که به طوف خود بطوفی
وآنگه که به خانه هم به طوفی

ما را بنمای مهر و الفت
چون معدن مهری و الوفی

مکشوف ز کشف توست اسرار
زیرا که کشوف هر کشوفی

آنی که بری خسوف از ماه
آن ماه نه‌ای که در خسوفی

آنی که بری کسوف از شمس
آن شمس نه‌ای که در کسوفی

در آحادیم ای مهندس
تو ساکن خانه الوفی

ای آحادی الوف را باش
کاین جا تو به منزل مخوفی

نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

که عشق آسان نمود اول - شرح اشعار - شرح اشعار 1 تا 4
مکاتب-ادبی-و-هنری-غرب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×