آکادمی پلیکان

به پیش آر سغراق گلگون من (2090)

- اندازه متن +

به پیش آر سغراق گلگون من
ندانم که باده‌ست یا خون من

نجاتی است جان را ز غرقاب غم
چو کشتی نوحی به جیحون من

مرا خوش بشوید ز آب و ز گل
رساند به اصل و به عرجون من

در اجزای من خوش درآمیخته
به خویشی چو موسی و هارون من

زهی آب حیوان زهی آتشی
که جمعند هر دو به کانون من

چو نایم ببوسد چو دفم زند
چه خوش چنگ درزد به قانون من

برو باقی از ساقی من بجوی
کز او یافت شیرینی افسون من

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×