به صلح آمد آن ترک تند عربده کن (2085)
کپی نوشته
کپی شد
کپی لینک
کپی شد
۱۴۰۴/۰۶/۱۴
-
اندازه متن
+
به صلح آمد آن ترک تند عربده کن
گرفت دست مرا گفت تکری یرلغسن
سؤال کردم از چرخ و گردش کژ او
گزید لب که رها کن حدیث بیسر و بن
بگفتمش که چرا میکند چنین گردش
بگفت هیزم تر نیست بیصداع دتن
بگفتمش خبر نو شنیدهای او گفت
حدیث نو نرود در شکاف گوش کهن
بلندهمتی و چشم تنگ ترک مرا
اگر تو واقف رازی بیا و شرح بکن
نه چشم تنگ خسیسم ولیک ره تنگ است
ز نرگسان دو چشمم به سوی او ره کن
میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
بیگاه شده است لیک مر سیران را (33)
بیگاه شده است لیک مر سیران را سیری نبود به جز که ادبیران را
چه روز…
پیشنمایش
پرورش خوشبینی در شرایط دشوار
🕒 02:52
مولانا 
