چون خیال تو درآید به دلم رقص کنان (1996)
کپی نوشته
کپی شد
کپی لینک
کپی شد
۱۴۰۴/۰۶/۱۷
-
اندازه متن
+
چون خیال تو درآید به دلم رقص کنان
چه خیالات دگر مست درآید به میان
گرد بر گرد خیالش همه در رقص شوند
وان خیال چو مه تو به میان چرخ زنان
هر خیالی که در آن دم به تو آسیب زند
همچو آیینه ز خورشید برآید لمعان
سخنم مست شود از صفتی و صد بار
از زبانم به دلم آید و از دل به زبان
سخنم مست و دلم مست و خیالات تو مست
همه بر همدگر افتاده و در هم نگران
همه بر همدگر از بس که بمالند دهن
آن خیالات به هم درشکند او ز فغان
همه چون دانه انگور و دلم چون چرش است
همه چون برگ گلاب و دل من همچو دکان
ز صلاح دل و دین زر برم و زر کوبم
تا مفرح شود آن را که بود دیده جان
میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
آفتاب امروز بر شکل دگر تابان شدهست (397)
آفتاب امروز بر شکل دگر تابان شدهست در شعاعش همچو ذره جان من رقصان شدهست
مشتری…
پیشنمایش
پرورش خوشبینی در شرایط دشوار
🕒 02:52
مولانا 
