آکادمی پلیکان

حسودان را ز غم آزاد کردم (1504)

- اندازه متن +

حسودان را ز غم آزاد کردم
دل گله خران را شاد کردم

به بیدادان بدادم داد پنهان
ولی در حق خود بیداد کردم

چو از صبرم همه فریاد کردند
چنان باشد که من فریاد کردم

مرا استاد صبر است و از این رو
خلاف مذهب استاد کردم

جهانی که نشد آباد هرگز
به ویران کردنش آباد کردم

در این تیزاب که چون برگ کاه است
به مشتی گل در او بنیاد کردم

فراموشم مکن یا رب ز رحمت
اگر غیر تو را من یاد کردم

کتاب رمان شب‌های روشن
مصاحبه با فروغ فرخزاد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
از من بپرس
×