آکادمی پلیکان

ای ناطق الهی و ای دیده حقایق (1310)

- اندازه متن +

ای ناطق الهی و ای دیده حقایق
زین قلزم پرآتش ای چاره خلایق

تو بس قدیم پیری بس شاه بی‌نظیری
جان را تو دستگیری از آفت علایق

در راه جان سپاری جان‌ها تو را شکاری
آوخ کز این شکاران تا جان کیست لایق

مخلوق خود کی باشد کز عشق تو بلافد
ای عاشق جمالت نور جلال خالق

گویی چه چاره دارم کان عشق را شکارم
بیمار عشق زارم ای تو طبیب حاذق

لطف تو گفت پیش آ قهر تو گفت پس رو
ما را یکی خبر کن کز هر دو کیست صادق

ای آفتاب جان‌ها ای شمس حق تبریز
هر ذره از شعاعت جان لطیف ناطق

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×