آکادمی پلیکان

مباد با کس دیگر ثنا و دشنامش (1287)

- اندازه متن +

مباد با کس دیگر ثنا و دشنامش
که هر دو آب حیاتست پخته و خامش

خمار باده او خوشترست یا مستی
که باد تا به ابد جان‌های ما جامش

ستم ز عدل ندانم ز مستی ستمش
مرا مپرس ز عدل و ز لطف و انعامش

جفای او که روان گریزپای مرا
حریف مرغ وفا کرد دانه و دامش

بسی بهانه روانم نمود تا نرود
کشید جانب اقبال کام و ناکامش

طرب نخواهد آن کس که درد او بشناخت
نشان نماند او را که بشنود نامش

کتاب رمان شب‌های روشن
مصاحبه با فروغ فرخزاد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
از من بپرس
×