آکادمی پلیکان

امروز خوش است دل که تو دوش (1238)

- اندازه متن +

امروز خوش است دل که تو دوش
خون دل ما بخورده‌ای نوش

ای دوش نموده روی چون ماه
و امروز هزار شکل و روپوش

دل سجده کنان به پیش آن چشم
جان حلقه شده به پیش آن گوش

هر لحظه اشارتی که هش دار
هش می‌خواهی ز مرد بی‌هوش

سرنای توام مرا تو گویی
من در تو فرودمم تو مخروش

از بیم تو گشته شیر گربه
در خاک خزیده صبر چون موش

هر ذره کنار اگر گشاید
خورشید نگنجد اندر آغوش

خورشید چو شد تو را خریدار
ای ذره به نقد نسیه بفروش

باقی غزل مگو که حیفست
ما در گفتار و دوست خاموش

لیکن چه کنم که رسم کهنه‌ست
دریا خاموش و موج در جوش

نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

که عشق آسان نمود اول - شرح اشعار - شرح اشعار 1 تا 4
مکاتب-ادبی-و-هنری-غرب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×