آکادمی پلیکان

میر خرابات توی ای نگار (1165)

- اندازه متن +

میر خرابات توی ای نگار
وز تو خرابات چنین بی‌قرار

جمله خرابات خراب تواند
جمله اسرار ز توست آشکار

جان خراباتی و عمر عزیز
هین که بشد عمر چنین هوشیار

جان و جهان جان مرا دست گیر
چشم جهان حرف مرا گوش دار

خاک کفت چشم مرا توتیاست
وعده تو گوش مرا گوشوار

خمر کهن بر سر عشاق ریز
صورت نو در دل مستان نگار

ساغر بازیچه فانی ببر
ساغر مردانه ما را بیار

آتش می بر سر پرهیز ریز
وای بر آن زاهد پرهیزکار

حق چو شراب ازلی دَر دِهد
مرد خورد باده حق مردوار

پرورش جان به سقاهم بود
از می و از ساغر پروردگار

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×