میر شکار من که مرا کردهای شکار (1118)
کپی نوشته
کپی شد
کپی لینک
کپی شد
۱۴۰۴/۰۷/۱۴
-
اندازه متن
+
میر شکار من که مرا کردهای شکار
بیتو نه عیش دارم و نه خواب و نه قرار
دلدار من توی سر بازار من توی
این جمله جور بر من مسکین روا مدار
ای آنک یار نیست تو را در جهان عشق
من در جهان فکنده که ای یار یار یار
درده از آن شراب که اول بدادهای
زان چشمهای مست تو بشکن مرا خمار
از آسمان فرست شرابی کز آن شراب
اندر زمین نماند یک عقل هوشیار
روزی هزار کار برآری به یک نظر
آخر یکی نظر کن و این کار را برآر
میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
قوم گفتند ار شما سعد خودیت (137-3)
بخش ۱۳۷ - مکرر کردن قوم اعتراض ترجیه بر انبیا علیهمالسلام
قوم گفتند ار…
پیشنمایش
پرورش خوشبینی در شرایط دشوار
🕒 02:52
مولانا 
