آکادمی پلیکان

آتش عشق تو قلاووز شد (998)

- اندازه متن +

آتش عشق تو قلاووز شد
دوش دلم سوی دل افروز شد

چون به سخن داشت مرا دوش یار
چون به دم گرم جگرسوز شد

من چه زنم با دم و با مکر او
کو به دغل بر همه پیروز شد

این دل من ساده و بی‌مکر بود
دید دغل‌هاش بدآموز شد

هر چه به عالم خوشی شهوتست
همچو پنیر آفت هر یوز شد

آه که شب جمله در این وعده رفت
بوسه دهم بوسه دهم روز شد

یار برهنه به قبا میل کرد
عقل دگربار کمردوز شد

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×