سقوط
-
اندازه متن
+
سرریز میشوم از فکرهایم
سقوط میکنم از گوشهی زمان
پایِ مرگباز شده به چروکها
نمیتوانم آنها را بخیه بزنم
پوستم را از تنم در میآورم
از گوشهی زمان آویزان میکنم
حالا میتوانم بنشینمنفسهایم را بتکانم در زیر سیگاری
چهره به چهرهی اشیا:
سیگاری در دستِ باد
پردهای بیحرکت ایستاده به تماشای باد
نفس میکشمبا جای خالیِ دهانمو عاقبت
خودم را درونِ خودمبالا میآورم
آثار شما 
