آکادمی پلیکان

جوشان از خشم مسلسل را به زمین کوفت

- اندازه متن +

جوشان از خشم
مسلسل را به زمین کوفت
دندان به دندان بَرفشرده
کلوخ‌ْپاره‌یی برداشت با دشنامی زشت
و با دشنامی زشت
بَرابَریان را هدف گرفت.

هم‌سنگران خنده‌ها نهان کردند.

سهراب گفت:
ــ آه! دیدی؟
سرانجام
او نیز…

۱۱ اردیبهشتِ ۱۳۷۴

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×