آکادمی پلیکان

سر دوراهی یه قلعه بود

- اندازه متن +
📹 | 🎧 | 📄

سر دوراهی
یه قلعه بود
یه خشت از مهتاب و
یه خشت از سنگ

سر دوراهی
یه قلعه بود
یه خشت از شادی و
یه خشت از جنگ

سر دوراهی
یه قلعه بود
دو خشت از اشک و
دو خشت از خنده

سر دوراهی
یه قلعه بود
سه خشت از شغال و
یه خشت از پرنده.

۱۳۵۹

نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

که عشق آسان نمود اول - شرح اشعار - شرح اشعار 1 تا 4
مکاتب-ادبی-و-هنری-غرب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×