هرگز آرزو نکردهام
یک ستاره درسراب آسمان شوم
یا چو روح برگزیدگان
همنشین خامش فرشتگان شوم
هرگز از زمین جدا نبوده ام
با ستاره آشنا نبوده ام
روی خاک ایستاده ام
با تنم که مثل ساقهٔ گیاه
باد و آفتاب و آب را
می مکد که زندگی کند
باروَر ز میل
باروَر ز درد
روی خاک ایستاده ام
تا ستاره ها ستایشم کنند
تا نسیمها نوازشم کنند
از دریچه ام نگاه می کنم
جز طنین یک ترانه نیستم
جاودانه نیستم
جز طنین یک ترانه جستجو نمی کنم
در فغان لذتی که پاکتر
از سکوت سادهٔ غمیست
آشیانه جستجو نمی کنم
در تنی که شبنمیست
روی زنبق تنم
بر جدار کلبه ام که زندگیست
با خط سیاه عشق
یادگارها کشیده اند
مردمان رهگذر :
قلب تیر خورده
شمع واژگون
نقطه های ساکت پریده رنگ
بر حروف در هم جنون
هر لبی که بر لبم رسید
یک ستاره نطفه بست
در شبم که می نشست
روی رود یادگارها
پس چرا ستاره آرزو کنم ؟
این ترانهٔ منست
– دلپذیر ، دلنشین
پیش از این نبوده بیش از این
در انتظار خوابم و صد افسوس
در انتظار خوابم و صد افسوس خوابم به چشم باز نمیآید اندوهگین و غم زده میگویم شاید ز…
"هرگز آرزو نکردهام" یا "روی خاک" ؟
نام اصلی این اثر "روی خاک" است اما در میان مردم به "هرگز آرزو نکردهام" نیز شهرت دارد.
پرورش خوشبینی در شرایط دشوار
فروغ فرخزاد 
