نیما یوشیج گر ننگ بجا ماند و گر نامی بود کپی نوشته کپی شد کپی لینک کپی شد ۱۴۰۳/۱۰/۱۵ - اندازه متن + گر ننگ بجا ماند و گر نامی بود بس نقش که بستند و همه وامی بود دیدی نیما که فارغ از هر که دلت اندر ره جستجوی چه کامی بود؟ / گفتم: نشنیدند پیامم که بود از گونه چو صبح، سرخی انگیخته بود / نیما یوشیج شب نیست که آه من نینگیزد سوز شب نیست که آه من نینگیزد سوز، روزی نه که از شبم نه تلخی آموز میپرسی… مطالعه نیما یوشیج با نرگس گفتم: ز چه ای چشمهی ناز با نرگس گفتم: ز چه ای چشمهی ناز در خواب شدی، دیده نمی داری باز؟ فردا… مطالعه نویسندهپوریا پلیکانو آنچه نمیپوسد پوسیدن استآخرین نوشتارشعر زنانز جهرم فرخ زاد راخواندند 📋 بازگشت به فهرست دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخنشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *