ابر آمد و برکشتهی من زار گریست
کپی نوشته
کپی شد
کپی لینک
کپی شد
۱۴۰۳/۱۱/۲
-
اندازه متن
+
ابر آمد و برکشتهی من زار گریست
گفتم: بس کن گریه دگر بار گریست
بر من دل شمع سوخت اما او نیز
بسیار چو سوخت، باز بسیار گریست
میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
ای دیر سفر که رفتی از من بازآی
ای دیر سفر که رفتی از من بازآی من آمدم، از چه بازرفتن، بازآی
زین راه…
پیشنمایش
پرورش خوشبینی در شرایط دشوار
🕒 02:52
نیما یوشیج 
