اول به سر عتاب رفتم که چه بود
-
اندازه متن
+
اول به سر عتاب رفتم که چه بود
وآنگه به دلالتش کمر بستم زود
هیهات که بر هدر چو شد مایه ی عمر
دانستم تدبیر نمی دارد سود
اول به سر عتاب رفتم که چه بود
وآنگه به دلالتش کمر بستم زود
هیهات که بر هدر چو شد مایه ی عمر
دانستم تدبیر نمی دارد سود
مهتاب دمید و گل بیفروخت چو خون، می گیر و رها شو دمی از چند و ز چون
…
با هر نفسم هزار غم میآید غمهای جهان همه به هم میآید
با اینهمه گر حساب…

