اول به سر عتاب رفتم که چه بود
-
اندازه متن
+
اول به سر عتاب رفتم که چه بود
وآنگه به دلالتش کمر بستم زود
هیهات که بر هدر چو شد مایه ی عمر
دانستم تدبیر نمی دارد سود
اول به سر عتاب رفتم که چه بود
وآنگه به دلالتش کمر بستم زود
هیهات که بر هدر چو شد مایه ی عمر
دانستم تدبیر نمی دارد سود
تجریش، آبان1337 شب همه شب شکسته خواب به چشمم گوش بر زنگ کاروانستم با صداهای نیم زنده ز دور هم…
گفتم : همهام عشق ، غم آلود گذشت گفتا : همه را از آتش این دود گذشت

