با خم گفتم چیست که خاموش شدی
-
اندازه متن
+
با خم گفتم چیست که خاموش شدی،
نادیده هنوز اربعین، گوش شدی؟
خم گفت تو را دیدم کز من شب دوش
یک بوسه ستانیدی و در جوش شدی
با خم گفتم چیست که خاموش شدی،
نادیده هنوز اربعین، گوش شدی؟
خم گفت تو را دیدم کز من شب دوش
یک بوسه ستانیدی و در جوش شدی
میتابد ماه و خیمه خاموش شده است اندر تک رود آب از جوش شده است
تنها…
گفتم همه سوختم، بگفت این باید گفتم همه ساختم، بگفت این شاید
گفتم که نه این…

