در کوفتمش گفت به سود آمدهای
-
اندازه متن
+
در کوفتمش گفت به سود آمدهای
بگرفت دلم، گفت چو دود آمدهای
خندیدم گفت در زمستانی سرد
ای نوگل پیشرس تو زود آمدهای
در کوفتمش گفت به سود آمدهای
بگرفت دلم، گفت چو دود آمدهای
خندیدم گفت در زمستانی سرد
ای نوگل پیشرس تو زود آمدهای
افتاد مرا با غلط اندازی کار در دیده ی خلق کرده کارم دشوار،
فی الجمله که…
گل زد به گریبانش از شادی چاک شادی ز گریبانش افتاد به خاک
گفتم که به…

