آکادمی پلیکان

دل گنج تو برد و آن نهادم با تو

- اندازه متن +

دل گنج تو برد و آن نهادم با تو
خود حرف شدم، زبان گشادم با تو

بی تو همه خون دل به لب می بردم
اینک بنگر چه اوفتادم با تو

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×