صد گونه ستم کردی و دل سوختیم
-
اندازه متن
+
صد گونه ستم کردی و دل سوختیم
آنگه به غم خویش بیندوختیم
من هیچ نگویم ز چه افروختیم
جز حرف خود اما چه بیاموختیم؟
صد گونه ستم کردی و دل سوختیم
آنگه به غم خویش بیندوختیم
من هیچ نگویم ز چه افروختیم
جز حرف خود اما چه بیاموختیم؟
گفتا ز تو ای عاشق چون میگذرم گفتم که تو را همسفر آید نظرم
گفتا من…
میگفت: مده ز سوی کوه، آوازم می آیم من خواهی دیدن بازم
بر اسب نشست و…

