عارش که حدیث اهل دل گوش کند
-
اندازه متن
+
عارش که حدیث اهل دل گوش کند
فخرش که شنیده را فراموش کند،
افتاده به قیل و قال تا عجزش را
بر گفته ی خام خویش سر پوش کند
عارش که حدیث اهل دل گوش کند
فخرش که شنیده را فراموش کند،
افتاده به قیل و قال تا عجزش را
بر گفته ی خام خویش سر پوش کند
دل دید چو در ناوک چشم تو چههاست جا برد به گیسوی تو کانجاش پناست
چندان…
دیریست نعره میکشد از بیشهی خموش کککی که مانده گم. از چشم ها نهفته پری وار زندان بر او شده…

