آکادمی پلیکان

پی بر پی من آمد تا خانه‌ی او

- اندازه متن +

پی بر پی من آمد تا خانه‌ی او
می‌خواست که ره برد به ویرانه‌ی او

بنگر که چه شد چو دید او را با من
بگریخت از او که بود بیگانه‌ی او

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×