گردید مرا شوق نخست استادی
-
اندازه متن
+
گردید مرا شوق نخست استادی
عقل آمد و کرد بر سرش بنیادی
من چون بدم و چون شدم اما بنگر
همسایه ی من نکرد از من یادی
گردید مرا شوق نخست استادی
عقل آمد و کرد بر سرش بنیادی
من چون بدم و چون شدم اما بنگر
همسایه ی من نکرد از من یادی
گفتم صنما عمر منی، برد شتاب گفتم: تو چنان بخت منی، رفت به خواب
گفتم: همه…
چون آب به آوندم در ریختهاند در گونه ی من رنگ وی آمیختهاند
در من به…

