گفتم به بهارگاه میباشد خوش
-
اندازه متن
+
گفتم به بهارگاه میباشد خوش
آنکس که به می نشست، وی باشد خوش
ما هم ز حرمخانه مرا حرف شنید
گفتا که جدا ز دوست، کی باشد خوش
گفتم به بهارگاه میباشد خوش
آنکس که به می نشست، وی باشد خوش
ما هم ز حرمخانه مرا حرف شنید
گفتا که جدا ز دوست، کی باشد خوش
ول کنید اسب مرا راه توشه ی سفرم را و نمد زینم را و مرا هرزه درا، که خیالی سرکش…
آوخ که سیاهیم به یک موی نماند وز لاله ی من رنگی در روی نماند
دردا…

