آکادمی پلیکان

تنهایی، تنها بود

- اندازه متن +
📹 | 🎧 | 📄

می‌رویید. در جنگل ، خاموشی رویا بود.
شبنم بر جا بود.
درها باز، چشم تماشا باز، چشم تماشاتر، و خدا در هر … آیا بود؟
خورشیدی در هر مشت: بام نگه بالا بود.
می‌بویید. گل وا بود؟ بوییدن بی ما بود: زیبا بود.
تنهایی، تنها بود.
نا پیدا، پیدا بود.
او آنجا، آنجا بود.

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×