آکادمی پلیکان

بِبُرد از من قرار و طاقت و هوش (282)

- اندازه متن +

بِبُرد از من قرار و طاقت و هوش
بتِ سنگین دلِ سیمین بناگوش

نگاری چابکی شِنگی کُلَه دار
ظریفی مَه وشی تُرکی قباپوش

ز تابِ آتشِ سودایِ عشقش
به سانِ دیگ دایم می‌زنم جوش

چو پیراهن شوَم آسوده خاطر
گَرَش همچون قبا گیرم در آغوش

اگر پوسیده گردد استخوانم
نگردد مِهرت از جانم فراموش

دل و دینم دل و دینم بِبُرده‌ست
بَر و دوشش بَر و دوشش بَر و دوش

دوایِ تو دوایِ توست حافظ
لبِ نوشش لبِ نوشش لبِ نوش

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×