در کارگه کوزهگری رفتم دوش (117)
-
اندازه متن
+
در کارگه کوزهگری رفتم دوش
دیدم دو هزار کوزه گویا و خموش
ناگاه یکی کوزه برآورد خروش
کو کوزهگر و کوزهخر و کوزه فروش
در کارگه کوزهگری رفتم دوش
دیدم دو هزار کوزه گویا و خموش
ناگاه یکی کوزه برآورد خروش
کو کوزهگر و کوزهخر و کوزه فروش
حکایت 39: اندر معنی پدید آمدن شراب اندر تواریخ نبشتهاند که بهراه پادشاهی بود کامگار و فرمانروا، باگنج و…
ترکیبِ پیالهای که در هم پیوست بشکستنِ آن روا نمیدارد مست
چندین سر و پایِ…

