هرگز دل من ز علم محروم نشد (93)
-
اندازه متن
+
هرگز دل من ز علم محروم نشد
کم ماند ز اسرار که معلوم نشد
هفتاد و دو سال فکر کردم شب و روز
معلومم شد که هیچ معلوم نشد
هرگز دل من ز علم محروم نشد
کم ماند ز اسرار که معلوم نشد
هفتاد و دو سال فکر کردم شب و روز
معلومم شد که هیچ معلوم نشد
ابر آمد و باز بر سر سبزه گریست بی بادهٔ گلرنگ نمیباید زیست
این سبزه که…
حیی که به قدرت سر و رو میسازد همواره همو کار عدو میسازد
گویند قرابهگر…

