چون نیست حقیقت و یقین اندر دست (28)
کپی نوشته
کپی شد
کپی لینک
کپی شد
۱۴۰۳/۰۸/۱۹
-
اندازه متن
+
چون نیست حقیقت و یقین اندر دست
نتوان به امید شَک همه عمر نشست
هان تا ننهیم جامِ می از کف دست
در بیخبری مُرد چه هشیار و چه مست
تا زُهْره و مَه در آسمان گشت پدید (73)
تا زُهْره و مَه در آسمان گشت پدید بهتر ز میِ ناب کسی هیچ ندید
…
خیام 
