آکادمی پلیکان

سماع آمد هلا ای یار برجه (2341)

- اندازه متن +

سماع آمد هلا ای یار برجه
مسابق باش و وقت کار برجه

هزاران بار خفتی همچو لنگر
مثال بادبان این بار برجه

بسی خفتی تو مست از سرگرانی
چو کردندت کنون بیدار برجه

هلا ای فکرت طیار برپر
تو نیز ای قالب سیار برجه

هلا صوفی چو ابن الوقت باشد
گذر از پار و از پیرار برجه

به عشق اندرنگنجد شرم و ناموس
رها کن شرم و استکبار برجه

وگر کاهل بود قوال عارف
بدو ده خرقه و دستار برجه

سماح آمد رباح از قول یزدان
که عشقی به ز صد قنطار برجه

به عشق آنک فرشت گوهر آمد
چو موج قلزم زخار برجه

چو زلفین ار فروسو می‌کشندت
تو همچون جعد آن دلدار برجه

صلایی از خیال یار آمد
خیالانه تو هم ز اسرار برجه

بسی در غدر و حیلت برجهیدی
یکی از عالم غدار برجه

بسی بهر قوافی برجهیدی
خموشی گیر و بی‌گفتار برجه

نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

که عشق آسان نمود اول - شرح اشعار - شرح اشعار 1 تا 4
مکاتب-ادبی-و-هنری-غرب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مکاتب ادبی و هنری غرب

54 ثانیه
:
52 دقیقه
:
23 ساعت
:
26 روز
نگاهی به تاریخ تفکر، هنر و ادبیات در غرب
پشتیبانی
×