آکادمی پلیکان

آتش افکند در جهان جمشید (975)

- اندازه متن +

آتش افکند در جهان جمشید
از پس چار پرده چون خورشید

خنک او را که شد برهنه ز بود
وای آن را که جست سایه بید

دل سپیدست و عشق را رو سرخ
زان سپیدی که نیست سرخ و سپید

عشق ایمن ولایتیست چنانک
ترس را نیست اندر او امید

هر حیاتی که یک دمش عمرست
چون برآید ز عشق شد جاوید

یک عروسیست بر فلک که مپرس
ور بپرسی بپرس از ناهید

زین عروسی خبر نداشت کسی
آمدند انبیا به رسم نوید

شمس تبریز خسرو عهدست
خسروان را هله به جان بخرید

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×