آکادمی پلیکان

آمد بر من چو در کفم زر پنداشت (116)

- اندازه متن +

آمد بر من چو در کفم زر پنداشت
چون دید که زر نیست وفا را بگذاشت

از حلقهٔ گوش او چنین پندارم
کانجا که زر است گوش میباید داشت

نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

که عشق آسان نمود اول - شرح اشعار - شرح اشعار 1 تا 4
مکاتب-ادبی-و-هنری-غرب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×