آکادمی پلیکان

آنکس که بروی خواب او رشک پریست (142)

- اندازه متن +

آنکس که بروی خواب او رشک پریست
آمد سحری و بر دل من نگریست

او گریه و من گریه که تا آمد صبح
پرسید کز این هر دو عجب عاشق کیست

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×