آکادمی پلیکان

آوازه جمالت از جان خود شنیدیم (1701)

- اندازه متن +

آوازه جمالت از جان خود شنیدیم
چون باد و آب و آتش در عشق تو دویدیم

اندر جمال یوسف گر دست‌ها بریدند
دستی به جان ما بر بنگر چه‌ها بریدیم

رندان و مفلسان را پیداست تا چه باشد
این دلق پاره پاره در پای تو کشیدیم

در عشق جان سپاران مانند ما هزاران
هستند لیک چون تو در خواب هم ندیدیم

ماننده ستوران در آب وقت خوردن
چون عکس خویش دیدیم از خویش می رمیدیم

نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

که عشق آسان نمود اول - شرح اشعار - شرح اشعار 1 تا 4
مکاتب-ادبی-و-هنری-غرب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×